محمد رضا واليزاده معجزى

93

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

ديگر به خانه كدخدا وارد نشد و به عقب برگشت و گله صاحب‌خانه را كه در خارج خانه بود ، غارت كرد و چند نفر از حسنوندها را نيز به قتل رسانيد . خوانين حسنوند پيش نصير خان رفته و از رفتار نظر خان برادرش به وى شكايت كردند و نصير خان كه از رفتار برادر سخت عصبانى شده بود ، به حسنوندها گفت : " برويد و انتقام خود را از نظر خان بگيريد . " حسنوندها جواب دادند كه اين عمل متضمن آدم‌كشى است و آن موقع شما منكر اجازه خود خواهيد شد . اگر راست مىگوييد به ما اجازه كتبى بدهيد . نصير خان اجازه كتبى هم به دست آنها مىدهد . بعد از اين كار مىگويند : حالا كه همه جور با ما مساعدت كرده‌ايد ، اجازه بدهيد از بين اقوام و يا نوكران شما چند نفر همراه با ما بيايند . نصير خان كه مىخواست بيزارى خود را از كردار برادر به حسنوندها ثابت كند ، با حال عصبانى رو به اطرافيان خود كرده و گفت : " كدام‌يك از شما با حسنوندها حركت مىكنيد ؟ " سه نفر از عموزادگان او كه خودشان با نظر خان حساب خورده داشتند ، از ميان جمعيت بلند شده به اتفاق حسنوندها رفته دور آبادى نظر خان را گرفته و شبانه به خانه او نزديك شده او را به اسم صدا زدند و موقعى كه او جواب محاصره‌كنندگان را مىداد تفنگچيان ماهر از روى صدا او را هدف ساخته و آباديش را غارت مىكنند . موقعى كه عموزاده‌گان نصير خان نزد او برگشته و داستان كشته شدن نظر خان را براى او تعريف مىكنند ، وى خشمگين شده و مىگويد : " من در حالت عصبانى بودم و براى اين‌كه انزجار خود را از رفتار برادرم نزد طايفه و خوانين حسنوند ثابت كنم پرسيدم چه‌كسى داوطلب به همراهى با حسنوندها مىشود . هرگاه شما " ريگى در كفش خود نداشتيد " چرا بىمعطلى رفته و برادر مرا كشته و اينك به من مژده كشتن او را آورده‌ايد . " آن‌گاه دستور داد هرسه نفر را روى هم گذاشته و هرسه را با يك تير از محنت زندگانى خلاص كردند . سه نفر از برادران نصير خان در مورد كشته شدن نظر خان شكايت او را به خانلر ميرزا احتشام الدوله و ايلدرم ميرزا مىبرند نصير خان غير از نظر خان سه برادر ديگر به نام شرفخان و فتحعلى خان و محمد عالى خان داشت و شخص اخير بىنهايت مورد علاقه و محبت احتشام الدوله والى لرستان و خوزستان بود .